سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
327
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
عبد اللّه بن حسن بن على و حسن بن على ، امان دادند و نزد جعفر برمكى برده ، زندانى كردند ، اما بعد هر دوى آنان را كشتند . « 1 » موسى بن عيسى با شش تن از اسيران ، كه چهار تن ايشان كوفى بودند ، به بغداد آمد . هادى به موسى دستور داد اسيران را نزد وى آورد و مثله كند . موسى از خليفه درخواست عفو ايشان را كرد ؛ چرا كه به آنها وعدهء امان داده بود . هادى ، فرمان قتل دو تن از اسيران را داد و از بقيه درگذشت . موسى باز هم به شفاعت يكى از اين دو تن پرداخت و به خليفه گفت : اى امير مؤمنان ! اين مرد ، خاندان ابو طالب را بهتر از هركس ديگر مىشناسد ، اگر نگاهش بدارى ، در مقابل گناهش آنان را به تو مىشناساند . خليفه ، مبارك تركى را به سبب مماشات با حسين بن على از منصبش عزل كرد و دستور مصادره اموال او را داد و مسئول امر چهارپايانش ساخت . همچنين خليفه بر موسى بن عيسى خشم گرفت ؛ چرا كه حسن بن محمد را پس از اسارت كشته بود ، بنابراين ، دستور مصادره اموالش را داد . « 2 » مسعودى و صاحب فخرى روايت مىكنند كه هادى از كشته شدن حسين بن على اندوهگين شد و بر كسانى كه سر شهيد را نزد وى آوردند و به او بشارت مىدادند ، غضبناك شد و به آنان گفت : آمدهايد و مرا بشارت مىدهيد ؟ گويى سر مردى از تركان يا مردى از ديلم را برايم آوردهايد ! بلكه او مردى بود از خاندان رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كمترين مزدى كه بايد بدهم اين است كه چيزى به شما ندهم . « 3 » بدين شكل ، هادى در عزاى حسين اشك ريخت . همانگونه كه مورّخان ريختن اين اشكها را براى حسين بن على نقل مىكنند ، اندوه و ناراحتى منصور را براى كشته شدن نفس زكيه نيز پيش از آن بازگو كردهاند . آيا اين دو خليفه در احساسات و اندوهشان صادق بودند يا اينكه مصالح آنها ايجاب مىكرد به اندوه و ناراحتى تظاهر كنند تا جزء شادىكنندگان در سرنوشت دشمنانى كه رحم خودشان محسوب مىشدند ، به شمار نيايند ؛ يعنى كسانى نباشند كه رحم خود را كه باعث اتصالشان به پسر عمهاى علوىشان
--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 337 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 415 - 416 . ( 3 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 337 / ابن طباطبا ، همان ، ص 173 .